على ربانى گلپايگانى
117
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
وجود با اينكه واحد است ، بر همهء آنها منطبق مىگردد ، لازمه آن اين است كه واحد عين كثير ( مفهوم واحد عين مصداقهاى كثير ) و كثير ( مصداقهاى وجود ) عين واحد ( مفهوم وجود ) گردد ، و اين در حقيقت اجتماع نقيضين است ؛ زيرا آنچه واحد است از آن نظر كه واحد است كثير نيست و آنچه كثير است از آن نظر كه كثير است واحد نيست . و اين امر محال از فرض تباين موجودات خارجى ناشى گرديد ، و چون هرچه مستلزم امرى محال باشد ، محال و غير ممكن است ، پس تباين موجودات به تمام ذات محال و غير ممكن است ، و در مقابل اين فرض ( تباين كلى و به تمام ذات ) دو فرض ديگر وجود دارد : 1 - تباين به جزء ذات . 2 - اختلاف تشكيكى در حقيقت واحد . فرض نخست باطل است زيرا وجود امرى بسيط است ، و اين مطلب مورد قبول هردو گروه مىباشد ، پس فرض دوم صحيح خواهد بود . برهان دوّم : اگر مفهوم وجود كه واحد است از مصاديق مختلف وجود ، از آن نظر كه مختلف مىباشند ( يعنى اختلاف به تمام ذات دارند ) انتزاع شده باشد ، آنگاه كه اين مفهوم را مىخواهيم بر مصاديق آن منطبق سازيم ، سه فرض متصور مىشود : 1 - خصوصيت مصداق « الف » ، در آن ملاحظه مىگردد ، در اين صورت بر مصداق « ب » منطبق نخواهد شد . 2 - خصوصيت مصداق « ب » ملاحظه مىشود ، در نتيجه بر مصداق « الف » منطبق نمىگردد . 3 - خصوصيت هردو به صورت مركب ملاحظه مىشود ، در اين صورت بر هريك از آن دو به طور جداگانه منطبق نخواهد شد . و اين سه فرض همگى باطل است ؛ زيرا ما مفهوم وجود را بر هريك از مصاديق آن منطبق مىنمائيم ، بنابراين در انتزاع مفهوم وجود از مصاديق مختلف خارجى ، جامع ميان آنها ملاحظه شده است ، و اين همان نظريه وحدت حقيقت